معرفی کتاب

«راز فال ورق» کتابی برای بهتر نگاه کردن، با ذره‌بین

شما ورق بازی بلدید؟ جواب شما بله باشد یا خیر، مهم نیست! صرفا اگر به کتاب خواندن علاقه داشته باشید «راز فال ورق» را هم دوست خواهید داشت، به خصوص اگر قبلا «دنیای سوفی» را هم خوانده باشید. آیا تا اینجای نوشته تصور کرده‌اید این کتابِ یوستین گوردر درباره ورق‌بازی است؟ نه اینطور نیست، اما ورق‌ها در آن شخصیت پیدا کرده‌اند و اتفاقا آنقدر دوست‌شان داری که قصه‌شان را با اشتیاق دنبال می‌کنی و ممکن است ناگهان به خودت بیایی و ببینی لیوان چای‌ات سرد شده است.

ماجرا چیست؟ پدر یک نوجوان (هانس توماس) در یک بخت‌آزمایی هزینه یک سفر را برنده شده. انگیزه این سفر چیست؟ آنها در یک مجله مد، عکس مادر خانواده را که مدتی قبل آنها را ترک کرده‌ دیده‌اند و می‌خواهند او را پیدا کرده و به خانه برگردانند. ربط این پلات به فلسفه و تخیل، این عناصر همیشگی و محبوب نوشته‌های گوردر چیست؟ پدر و پسر در مسیر خود با یک آدم کوتاه قد عجیب و غریب مواجه می‌شوند و او یک ذره‌بین به هانس توماس می‌دهد و می‌گوید به آن احتیاج پیدا می‌کنی. واقعا به آن احتیاج پیدا می‌کند؟ بله. در ادامه سفر آنها به یک نانوایی می‌روند و در یکی از کلوچه‌ها یک کتاب خیلی کوچک با خط خیلی ریز پیدا می‌کنند. حالا هانس توماس می‌تواند با ذره‌بین‌اش این کتاب کوچک را بخواند. داستان کتاب کوچک چیست؟ داستان ملوانی است که کشتی‌ شکسته‌اش او را به یک جزیره ناشناخته می‌رساند و در این جزیره سوررئال، ورق‌های فال یا همان کارت‌ها هر کدام برای خودشان شخصیت دارند و داستانی را شکل می‌دهند. بله در حال خواندن دو داستان موازی خواهیم بود اگر خواندن «راز فال ورق» را شروع کنیم. یکی خارج از کتاب کوچک با خط ریز با هانس توماس و پدرش و دیگری داخل کتاب کوچک با خط ریز، با شخصیت‌های فال ورقی. در هر دوی این داستان‌ها در موقعیت‌های تفکر برانگیزی درباره خودمان و جهان قرار می‌گیریم.

و اما آقای گوردر چه چیز را می‌خواسته در این دو داستان موازی بگوید؟ مثل همیشه؛ من کیستم، تو کیستی، اینجا کجاست و ما چرا اینجاییم و باز هم مثل همیشه به زبانی ساده و همه فهم، به گونه‌ای که نوجوان‌ها را به اصل فلسفه علاقمند کند و بزرگترهای عبوس و کم‌حوصله را هم کمی بیاورد توی باغ.

پدر و پسر این کتاب از نروژ تا یونان به شکل زمینی سفر می‌کنند تا مادر خانواده را پیدا کنند اما در حقیقت به دنبال خودشان هستند و جالب است بدانید در فصل آخر کتاب هر دو داستان به شکل زیبایی به پایان می‌رسند و خودشان را به هم ربط می‌دهند یا دست کم شما به عنوان یک خواننده باهوش می‌توانید این ربط را کشف کنید.

عده‌ای گفته‌اند کتاب می‌تواند با صفتی مثل «فلسفی تخیلی» معرفی شود و عده‌ای دیگر معتقدند عنصر تخیل صرفا برای حفظ شیرینی کتاب اضافه شده و این موضوع چیزی از بار علمی آن نمی‌کاهد. به هر حال با «راز فال ورق» شما در یک کلام به همه چیزهایی که رخت روزمرگی پوشانده‌اید، طور دیگری نظر می‎کنید و حتی ممکن است لباس شگفت‌انگیزی را تن‌شان کنید و به نحو دیگری دوست‌شان بدارید؛ خیلی چیزها را، مثل همین زندگی که هر روز صبح بعد از بیدار شدن از خواب چه بخواهید و چه نه، آن را بغل می‌کنید. در این کتاب از زبان یوستین گوردر می‌خوانیم روزی که انسان با خودِ خودش مواجه شود ممکن است یک جیغ کوتاه بکشد. چرا؟ چون بعد از یک عمر زندگی به جایگاه خودش به عنوان یک موجود خیلی خیلی کوچک در یک جهان خیلی خیلی بزرگ پی برده است. این پی بردن تعداد زیادی از سوالات عمیق را به ذهن می‌آورد که باید برای یافتن پاسخی برای آنها تلاش کرد وگرنه ممکن است احساس بسیار بد پوچی را تجربه کنید. «راز فال ورق» به شما کمک می‌کند انسان بهتری برای خودتان و برای این جهان باشید.

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *