مقاله

زیباترین قسمت کتاب های معروف جهان | بهترین بخش از کتاب

زیباترین قسمت کتاب های معروف جهان

در این مطلب قصد داریم بهترین و زیباترین قسمت از کتاب های معروف جهان را با شما به اشتراک بگذاریم. شاید خواندن برشی از کتاب به اندازه کل کتاب مفید نباشد ولی خالی از لطف هم نیست و گاهی کمک می کند تا شما تصمیم قطعی خود را بگیرید و برای خواندن آن کتاب وقت بگذارید.

اگر شما هم بخشی از کتاب های خوانده شده را به یاد دارید، آن را در بخش نظرات بنویسید و دیگران را به خواندن آن کتاب ترغیب کنید.

هنگامی به دانایی می‌رسیم که دیگر به هیچ دردی نمی‌خورد.

کتاب: عشق در روزگار وبا | نوشته: گابریل گارسیا مارکز

معرفی کتاب عشق در زمان وبا

درگذشته، سانسور از طریق مسدود کردن جریان اطلاعات به اجرا در می‌آمد. در قرن بیست ‌و یکم، از طریق غوطه‌ ور کردن انسان‌ها در سیلاب اطلاعات بی ‌اهمیت و نامربوط عملی می‌شود.

کتاب: انسان خداگونه | نوشته: یووال نوح هراری

زندگی کوتاه است و ضایع کردن آن بی‌آنکه آدم لذتی از آن برده باشد جنایت بزرگی است.

کتاب: مسیح بازمصلوب | نوشته: نیکوس کازانتزاکیس

تقدیر به آن معنا نیست که مسیر زندگیمان از پیش تعیین شده، به همین سبب اینکه انسان گردن خم کند و بگوید چه کنم “تقدیرم این بوده” نشانه ی جهالت است، تقدیر همه ی راه نیست، فقط تا سر دوراهی هاست، گذرگاه مشخص است، اما انتخاب گردش ها و راه های فرعی دست مسافر است، پس نه بر زندگی ات حاکمی و نه محکوم آنی.

کتاب: ملت عشق | نوشته: الیف شافاک

معرفی و خرید آنلاین کتاب ملت عشق

می‌خواهم به یادِ من باشی، اگر تو به یادِ من باشی، عینِ خیالم نیست که همه فراموشم کنند!

کتاب: کافکا در کرانه | نوشته: هاروکی موراکامی

سیم های زیر تار زنانه است و سیم های بم مردانه و از تلفیق این دو است که موسیقی دلنواز زندگی نواخته می شود.

کتاب: ساربان سرگردان | نوشته: سیمین دانشور

درباره سیمین دانشور

یکی از راه های عمومی شناختن بیشعورها ، شناسایی موقعیت های بروز بیشعوری است. بسیاری از مردم عقیده دارند: شاید من نتوانم بیشعوری را تعریف کنم اما قطعاً وقتی بیشعوری را ببینم، می شناسمش.

کتاب: بیشعوری | نوشته: خاویر کرمنت

اگر توانستی در مورد خودت قضاوت درست بکنی؛ معلومه یه فرزانه تمام عیاری!

کتاب: شازده کوچولو | نوشته: آنتوان دوسنت اگزوپری

شازده کوچولو و گل و سیارک

ذهن نابالغ وقتی توجیه منطقی پیدا نمی‌کند، دست به دامن خرافات می‌شود.

کتاب: شرلوک هولمز علیه دراکولا | نوشته: لورن دی. استلمن

ما هرگز دست از خواندن بر نمی‌داریم، اگر چه هر کتابی بالاخره به پایان می‌رسد، همان‌طور که هرگز دست از زندگی‌کردن برنمی‌داریم، اگر چه مرگ مسلم است.

کتاب: آخرین غروب‌های زمین | نوشته: روبرتو بولانیو

همان فکر مرگ یک دوست نزدیک در دل دوستانی که این خبر را می‌شنیدند، طبق معمول، احساس شادی خاصی پدید می‌آورد. خوشحالی از این‌که او مرد و من نمردم.

کتاب: مرگ ایوان ایلیچ | نوشته: لیو تالستوی

دو چیز پول اشتباه است: خیلی زیاد بودنش و خیلی کم بودنش.

کتاب: ناخدا برای ناهار رفته و ملوانان کشتی را تسخیر کرده‌اند | نوشته: چارلز بوکوفسکی

هرچه بیشتر می‌آموزی، کمتر می‌هراسی. «آموختن» نه به مفهوم تحصیل دانشگاهی، بلکه به معنای شناختن عملی زندگی.

کتاب: درک یک پایان | نوشته: جولین بارنز

ﺁﺩﻡ ﺑﺪﻭﻥ ﻋﺸﻖ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺯﻧﺪﮔﺎﻧﯽ ﻛﻨﺪ! ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ، ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﻧﻪ ﺍﺯ ﻛﺴﯽ ﺷﻨﻴﺪﻩ ﺍﻡ ﻭ ﻧﻪ ﺩﺭ ﺟﺎﻳﯽ ﺩﻳﺪﻩ ﺍﻡ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻳﺎﺩﻡ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ. ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻭﺟﻮﺩ ﺧﻮﺩﻡ، ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺧﻮﺩﻡ، ﺍﺯ ﻋﻤﺮﯼ ﻛﻪ ﺗﺒﺎﻩ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﻓﻬﻤﻴﺪﻩ ﺍﻡ. ﻧﻪ ! ﺁﺩﻡ ﺑﺪﻭﻥ ﻋﺸﻖ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺯﻧﺪﮔﺎﻧﯽ ﻛﻨﺪ.

کتاب: ﻛﻠﻴﺪﺭ | نوشته: محمود دولت آبادی

کتاب اسب‌ها اسب‌ها از کنار یکدیگر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *